العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
230
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
و آنها با قدرت و نيرو گردنكشان و مخالفين را عقب راندند اگر واقعا فكر كند آنها بواسطه شخصيت و جلادت و شجاعت به اين مقام رسيدند هيچ گونه دليلى بر اثبات اين مدعى نخواهد داشت اگر واقعا آنها چابك و پيشتاز و شجاع و دلير بودند چرا اين دليرى و شجاعت را در گرفتاريهاى اسلام و موقعيتهاى حساس و ميدانهاى جنگ چون احد و احزاب و خيبر براى كشتن عمر بن عبد ودّ و مرهب خيبرى نشان ندادند چنانچه على بن ابى طالب صلوات الله عليه يكه تاز اين ميدانها بود و هرگز ترس و وحشت بر او راه نيافت و سابقه كينه و دشمنى با پيامبر و خاندانش نداشت . صبح و شام از حوزه اسلام با جان خويش دفاع ميكرد و در شبهاى تار ظلمانى درون تاريكيها بيباك در كمين دشمن مىنشست چابك حمله ميكرد و شادمان بر ميگشت چه حملههاى سخت كرد كه دمار از روزگار تبهكاران كشيد و در چه موقعيتهاى خطرناك جان خويش را در ميان چكاچاك نيزه و شمشير مىانداخت . زره پسر عمويش پيامبر را در تن داشت و نيزهاى جانستان و جگر دوز بر دست . عمر بن عبد ودّ آن شتر نر و دشمن سر سخت و سوار چابك در حالى كه سوار بر اسبى عالى بود گوئى يال و كوپال او را عنبر اندود كرده بودند وارد ميدان شد چنان بر فرق سرش نواخت كه گردنش خم شد . مگر فراموش كردهايد از عمرو بن معدى كرب زبيدى وقتى وارد ميدان شد چنان با تكبر و خود خواهى دامن بر زمين ميكشيد و گام بر ميداشت كه مردم از ديدن قيافه او از ترس درهم فرو رفته جابجا ميشدند . على چون شاهين كه شكار خود را در نظر گرفته و يا چون سنگ تيزى كه از فلاخن به هدف پرتاب گردد چنان بر او پريد و در پنجه مردانهاش گرفت مانند باز شكارى كه در چنگال خود كبوترى را بگيرد . او را پيش پيامبر آورد چون شترى رميده كه با زور او را بكشند چشمانش